راز عروسک آنابل

6 ماه پیش
عروسک آنابل

آیا آنابل وجود دارد؟

در سال های 1970 زنی برای تولد دخترش که در کالج تحصیل می کرد ، از فروشگاه دست دوم فروشی، یک عروسک مدل Raggedy-Ann خریداری نمود.

دختر از عروسک خوشش آمد و آنرا در آپارتمانش گذاشت. ولی او به همراه هم اتاقی اش ، پس از مدتی متوجه اتفاقات عجیبی در مورد این عروسک شد. 

عروسک آنابل یک سوال را در ذهن بینندگان فیلم Conjuring بوجود آورد. آن سوال این است که داستان این فیلم دقیقا تا چه حد واقعیت داشته ؟ آیا این عروسک واقعا وجود دارد ؟ اگر اینچنین است ، آیا این عروسک به همان اندازه ی عروسکِ فیلم، شیطانی و خطرناک است ؟

پاسخ اولین سوال ، بله است. همچین عروسکی واقعا وجود دارد. اما باور کردن یا نکردن این داستان های گفته شده در مورد عروسک ، به خود شما بستگی دارد. 

سوال دوم اندکی پیچیده تر است. تنها چیزی که در این میان روشن است ، این است که داستان های واقعی آنابل این را ثابت نموده اند که گاهی از مواقع، واقعیت از داستان هم خیلی بدتر است. 

حتما بخوانید: هزینه عصب کشی دندان

عروسکی که چنین آسیب هایی را بوجود آورده است ، حالا در موزه ی اِد و لورن وارِن ، نگهداری می گردد. آن ها عروسک را درون یک باکس شیشه ای نگهداری کرده و هشدار داده اند "آن را باز نکنید" !

هرچند عروسکی که در واقعیت وجود دارد، با عروسک موجود در فیلم Annabelle:Creation تفاوت های بسیاری دارد ، اما با این وجود خیلی از چیزهای ترسناکشان شبیه به هم و یکسان است. این عروسک ظاهری فریبنده دارد. به گفته ی لورن وارن ظاهر این عروسک ترسناک نیست و آنچه این عروسک را ترسناک نموده ، باطن و درون آن است.

آغاز این ماجرای ترسناک از همان سال های 1970 بود. درست هنگامی که مادری برای تولد دخترش دُنا، هدیه ای به عنوان کادوی تولد از فروشگاه خرید. دُنا دانشجوی پرستاری بود و به همراه دوستش آنجی زندگی میکرد. 

حدود یک ماه از کادویی که دُنا دریافت کرده بود میگذشت. عروسک به سرعت ماهیت اصلی خود را نشان داد و برای این دختران تبدیل به کابوس گشت. 

آنابل کار خود را با چند حرکت ساده و ابتدایی، مثل تکان دادن دست، شروع کرد. این مسئله ها ، چیزهایی بودند که به سادگی برای دختران قابل توجیه شدن بودند. آنجی و دُنا زمانی که میدیدند عروسک روی زمین افتاده و روی صندلی نیست ، تصور میکردند که : خب، شاید افتاده! اما این حرکات بسیار افزایش پیدا کردند و دیگر قابل توجیه شدن نبودند. مثلا آن ها عروسک را به اتاق دُنا میبردند ولی بعد از مدتی او را بیرونِ اتاق آنجی میافتند! کم کم این امور خارج از کنترل شدند. دختران ادعا داشتند آنابل به آن ها حمله کرده و حتی میخواسته یکی از دوستانشان را خفه کند!

عروسک آنابل

حمله های خطرناک عروسک آنابل

یکی از دوستان این دختران به نام لو ، که خیلی هم به این عروسک بدبین بود، اعتقاد داشت این عروسک تسخیر شده است. ولی  دختران توجهی نمیکردند و این حرف را باور نمیکردند و همچنان تصور میکردند این یک عروسک ساده است. ولی آنها مجبور شدند دست به اقداماتی بزنند زیرا داستان روی شیطانی تری به خود گرفته بود.

دختران در قسمت های مختلف خانه، یادداشت های عجیبی پیدا میکردند و نمیدانستند این یادداشت ها از کجا می آید. در هر یادداشت پیام های عجیبی وجود داشت. مثلا نوشته بود "به لو کمک کنید" و یا "به ما کمک کنید" … این یادداشت ها با خطی کودکانه نوشته شده بودند. 

یک روز زمانی که دُنا از سرکار بازمیگشت، متوجه شد چند قطره خون بر روی دست های عروسک وجود دارد. بطوریکه گویی این خون ها از درون عروسک، به بیرون ریخته است. 

موضوع دیگر جدی شده بود و دختران تصمیم گرفتند از کسی کمک بخواهند. آن ها از یک احضار کننده ی روح (مدیوم) خواستار کمک شدند. 

روحِ دختری مرده و احضار روح او

اولین کسی که برای مدیوم آمد ، در مورد داستان دختری هفت ساله سخن گفت. این دختر سال ها قبل مرده بوده. جسد این دختر بچه دقیقا در همین جایی که آپارتمان دختران وجود داشته، پیدا شده بوده است. زمانی که این عروسک وارد آپارتمان شده ، روح آنابل هم آن جا بوده و از عروسک خوشش آمده و قصد تسخیر آن را کرده. با این تفاسیر دختر واقعی هفت ساله "آنابل هیگینز" تبدیل به عروسک آنابل می شود.

دخترها طی تصمیمی شگفت انگیز ، قصد میکنند عروسک آنابل را نگه دارند. آن ها دلشان به حال دختر مرده و عروسک می سوزد ولی نمی دانند که این احساس چندان دوامی نخواهد داشت. دُنا با وجود کابوس های شبانه ی مختلفی که برایش پیش می آمد ، باز هم عروسک را کنار نمی گذاشت و همچنان از او نگهداری می کرد. تا اینکه دوست آن ها ، لو مورد حمله ی عروسک قرار می گیرد و آن ها مجبور می شوند دوباره از کسی کمک بخواهند. 

حمله های وحشیانه ی آنابل

آنطور که به نظر می رسید ، آنابل از لو خوشش نمی آمد. یک شب لو از خواب میپرد و ناگهان ترس عجیبی به سراغش می آید. او در خواب کابوس بدی دیده بود ولی این حس خیلی عجیب بود. لو از خواب بیدار شده بود ولی نمی توانست حرکت کند و هرچه به اطرافش نگاه می کرد چیزی نمی دید. لو، همین که پایین را نگاه می کند می بیند آنابل پایین پایش است و کم کم شروع به بالا رفتن از او می کند و خود را به قفسه سینه ی او می رساند. سپس آنابل دست هایش را دور گردن لو حلقه کرده و سعی می کند او را خفه کند. لو پس از این اتفاق بیهوش شده و روز بعد که به هوش می آید، نمی داند آیا همچین اتفاق هایی واقعا رخ داده یا نه؟! تا آنکه روز بعد جواب این سوالش را پیدا می کند. 

حتما بخوانید: چرک خشک کن قوی برای عفونت دندان

روز بعد لو در اتاق آنجی به دنبال نقشه برای سفر می گشت ، که با وجود اینکه دُنا خانه نبود ، ولی از اتاقش صداهایی شنید. لو فکر می کند کسی وارد خانه شده ولی زمانی که می فهمد صدا ها مربوط به آنابل بوده دیگر از ترس بی حرکت می شود. لو وارد اتاق دُنا شد و آنابل را دید که بر روی صندلی نشسته بود. او همین که به سمت عروسک می رود احساس فلجی وحشتناکی می کند و حس می کند کسی پشت سرش است. ناگهان لو جای پنجه هایی را بر روی بدنش می بیند بطوری که حس می کند کسی رویش پریده و با پنجه او را به شدت کتک می زند. بر روی بدن لو هفت جای پنجه مانده بود و این آثار را دیگران هم می توانستند ببینند. جالب اینجا بود که ، پس از دو روز همه ی این زخم ها به طرز شگفت آوری خوب شدند و هیچ اثری از آن ها نماند.

دُنا از افرادی به نام اِد و لورن کمک خواست. این زوج به چنین مسائلی که با ارواح در رابطه بود به خوبی رسیدگی می کردند. آن ها شبیه به شکارچیان ارواح بودند. اِد و لورن به سرعت فهمیدند که انابل روحی شیطانی دارد. وارن گفت اشیائی که جان ندارند را نمی توان تسخیر نمود لذا این عروسک تسخیر شده نمی باشد ، بلکه توسط روحی کنترل می شود. زوج وارن تصمیم گرفتند آن عروسک را از خانه دور کنند زیرا می توانست موجب مرگ یکی از اعضای آن خانه بشود.

عروسک آنابل

آپارتمان به سرعت تمیز شد و معنویت خانه را با استفاده از کلمات بالا بردند. آن ها حدود هفت صفحه جملات مثبت که مانع ورود شیطان به خانه می شد را نوشتند و خانه را سرشار از قدرت های مثبت و خدایی کردند. 

تحویل دادن عروسک به وارن ها

وارن ها پذیرفتند عروسک را با خودشان ببرند. اِد، آنابل را به موزه ی خود برد و از او نگهداری کرد. 

اِد برای کنترل و جلوگیری از حمله های آنابل ، بر روی آن آب مقدس ریخت که به نظر میرسد این عمل او مفید و کارساز هم بوده است.

راز عروسک آنابل
4 (80%) 5 votes
0
برچسب ها :